حاشیههای تصاویر مراسم ختم حمید علیدوستی؛ سوگواری در عصر فرهنگ سلبریتیها

شاید گاهی تصور کنیم برخی موقعیتها هنوز از موج نمایش و خودنمایی در امان ماندهاند؛ مثلاً مجلس ختم. جایی که آدمها آرامتر قدم برمیدارند، آهستهتر حرف میزنند، تلفنهایشان را بیصدا میکنند و هنگام ورود صدایشان را پایین میآورند.
همان مجالس ختمی که زمانی به صحنه انتقاد از کسانی تبدیل میشد که هنرمندان عزادار را برای گرفتن سلفی متوقف میکردند. بارها فریاد «اینجا یک نفر مرده است» بلند میشد تا شاید حرمت درگذشته حفظ شود.
اما در شرایطی که هر روز از فرش قرمز رونمایی آثار سینمایی، پشتصحنه نمایشها و حتی آثار در حال اجرا یا پخش در سینما و شبکه نمایش خانگی، تصاویری بدون رعایت پوشش قانونی و عرف جامعه منتشر میشود، دیگر نمیتوان از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی انتظار نظارت بر یک مراسم ختم را داشت.
با این حال، وقتی تصاویر مراسم ختم حمید علیدوستی منتشر شد و سحر دولتشاهی، نگار جواهریان و مهسا حجازی بدون حجاب رسمی در آن دیده شدند، شاید لحظهای پس از آنکه دریافتید این ویدیو نه از فرش قرمز یک اثر سینمایی است و نه تبلیغی از پشتصحنه یک تئاتر، از خود بپرسید: مگر اینجا مجلس ختم نیست؟ آن هم مراسم ختم کسی که هنگام تشییع پیکرش هیچیک از این چهرهها حضور نداشتند.
بازنمایی سوگواری در سینما
هالیوود سالها کوشیده است آزادیهای بیقید فردی را در عرف جامعه گسترش دهد؛ بااینحال، حتی آنجا هم تلاش میشود حداقلهای پذیرفتهشده جامعه رعایت شود تا اثر با استقبال عمومی روبهرو شود.
فیلم «جکی» به کارگردانی پابلو لارائین، محصول سال ۲۰۱۶، روایتگر زندگی ژاکلین کندی اوناسیس، همسر جان اف. کندی، رئیسجمهور ترورشده آمریکاست. ناتالی پورتمن در این فیلم نقش ژاکلین را بازی میکند و صحنه مراسم ختم کندی از جنبههای گوناگون اهمیت دارد.

ناتالی پورتمن در نقش ژاکلین کندی، با لباسی کاملاً مشکی و رسمی و توری سیاه که سر و صورتش را پوشانده، در مراسم تشییع جان اف. کندی حضور دارد. این صحنه بازسازی مراسم واقعی تشییع کندی است.

میتوان نمونههای فراوان دیگری هم پیدا کرد و در کنار این تصویر گذاشت؛ از صحنه مراسم تشییع در فیلم «پدرخوانده» گرفته تا صحنههای سوگواری در سریال «این ما هستیم».
بنابراین، حتی اگر اینجا آمریکا باشد، نهادی فرهنگی درباره پوشش ملاحظهای نداشته باشد و جامعه نیز پوششهای گوناگون را بپذیرد، باز هم چیزی در این تصاویر نامتوازن به نظر میرسد.
فرهنگ شهرت و خودنمایی
شاید مسئله این باشد که برای برخی از افراد این گروه، هر جا دوربینی هست، صحنهای برای اجراست و هر صحنهای فرصتی برای عرضه خود. فرقی نمیکند جشنواره باشد یا مراسم ختم، فرش قرمز باشد یا مجلس سوگواری؛ آنچه باید دیده شود، همچنان خود آنها هستند.
از دیدگاه یک کارشناس حوزه هنر و رسانه، وقتی جلب توجه و دیدهشدن به هویت اصلی یک چهره مشهور تبدیل میشود، پدیدهای به نام «اشتیاق فراگیر به صحنهسازی» شکل میگیرد؛ وضعیتی که در آن، حتی مکانهای مقدسی چون مراسم سوگواری نیز به استودیویی برای خودنمایی تنزل مییابند. ناتوانی در فاصله گرفتن از دوربین و چشمپوشی موقت از مرکز توجه بودن، از بحرانی در اصالتِ فرهنگ سلبریتیمحور حکایت دارد؛ بحرانی که در آن حرمت آیینهای انسانی و سوگ جمعی، قربانی اصرار فرد بر دیدهشدن در هر موقعیت و به هر شکل میشود. این رفتارها بیش از هر چیز، تهیشدن کنشها از معنای انسانی و اجتماعیشان را آشکار میکنند.
حمید علیدوستی، پیشکسوت نامدار فوتبال ایران و پدر ترانه علیدوستی، بازیگر سرشناس سینما، زندگی شخصی پرفرازونشیبی داشت. یکی از تلخترین رخدادهای زندگی او، مرگ غمانگیز پسر جوانش، پویان، در حوادث چهارشنبهسوری سال ۱۳۸۳ بود. او در سالهای پایانی عمر با سرطان پروستات و استخوان دستوپنجه نرم میکرد. بیماری، سیستم ایمنی بدنش را بهشدت ضعیف کرده بود و پس از ابتلا به عفونتی شبیه سرماخوردگی، در بیمارستان عرفان نیایش تهران بستری شد. این چهره محبوب ورزشی سرانجام شامگاه یکشنبه ۱۰ آبان ۱۴۰۵، برابر با ۱ نوامبر ۲۰۲۶، در ۷۰سالگی و بر اثر ایست قلبی ناشی از عوارض بیماری درگذشت.






