قلعهنویی اگر به قهرمانی آسیا باور ندارد، چرا در تیم ملی مانده است؟

روزنامه خراسان نوشت:
در بخشی از مصاحبه، از قلعهنویی درباره دعوت نشدن نوراللهی پرسیدند. او پاسخ داد بهتر است درباره نوراللهی صحبت نکنیم و در عوض، بازیکنان جوان و خوبی مانند رزاقینیا و قربانی را در اختیار داریم. این حرف از یک جهت درست است؛ نوراللهی دیگر آنقدر جوان نیست که بتواند برای سالهای آینده مهرهای جوان برای تیم ملی باشد. با این حال، همه میدانیم لجبازیهای ژنرال باعث شد او را در تیم ملی نداشته باشیم و در بازیهای بزرگ، سعید عزتاللهی سوهان روحمان باشد.
اما بخش مهمتر مصاحبه جای دیگری بود؛ آنجا که ژنرال ناگهان از شرایط نامناسب امروز گفت و یادآوری کرد در دوران کیروش، فدراسیون همه امکانات را برای او فراهم میکرد، اما حالا اوضاع متفاوت است و نباید انتظار زیادی داشت. این ادعا تا حدی درست است، اما مردم و رسانهها از این شرایط آگاهاند. مسئله اینجاست که قلعهنویی در هر مصاحبه دوباره بر مشکلات تأکید میکند. تردیدی نیست که تیم ملی روزهای دشواری را میگذراند و شاید امکانات مناسبی هم در اختیار نداشته باشد. حتی برگزاری بازی دوستانه نیز با موانع زیادی روبهروست؛ همه به یاد دارند که پیش از جام جهانی برای آمادهسازی به مصاف تیم زیر ۲۱ سال تیخوانا رفتیم و تیمهای ملی مختلف هم از بازی با کشورمان سر باز میزنند. بااینحال، ژنرال باید بداند که با آگاهی از همین شرایط هدایت تیم ملی را پذیرفته است و قرار نیست مدام از مشکلاتی بگوید که از قبل هم وجود داشتهاند.
ژنرال باید کنار برود تا فرد دیگری جای او را بگیرد!
ابهام در هدفگذاری و قهرمانی
قلعهنویی در ادامه درباره قراردادش توضیح داد؛ توضیحی که نشان میدهد روایت او با آنچه از جلسه هیئترئیسه فدراسیون منتشر شده بود، تفاوت دارد. حدود یک ماه پیش خبرهایی منتشر شد مبنی بر اینکه تمدید قرارداد او تا جام جهانی ۲۰۳۰، به قرار گرفتن تیم ملی در جمع چهار تیم برتر آسیا بستگی دارد. اما حالا ژنرال میگوید اصلاً چنین صحبتی مطرح نشده و حتی تأکید کرده است: «هرکسی میتواند این تیم را به چهار تیم ببرد، بسمالله!» این حرف این پرسش را پیش میکشد که اگر قرار نیست انتظاری از تیم ملی داشته باشیم، ادامه این مسیر چه هدفی را دنبال میکند؟
نکته جالب اینکه روزنامه فدراسیون فوتبال، تنها یک روز پیش از این مصاحبه، با تیتر «نقشه فتح آسیا روی میز سرمربی» و تصویری از امیرخان، از برنامه قهرمانی نوشته بود؛ اما از صحبتهای خود سرمربی، آنچنان که باید، عزم جدی برای قهرمانی به چشم نمیآید.
قلعهنویی در پاسخ به پرسشی درباره احتمال تغییر در کادر فنی نیز گفت: «نه، چرا باید تغییر کنند؟» البته وقتی مربیانی با دانش ناکافی، اصطلاحاتی مثل «هیبرید فورمیشن» را به خورد مردم میدهند و ناکامیها را دستاورد جلوه میدهند، طبیعی است که ژنرال هم خواهان تغییرشان نباشد.
در نهایت، اگر خود ژنرال هم باور ندارد که میتواند تیم ملی را به قهرمانی آسیا برساند، دستکم کنار برود تا فرد دیگری این کار را انجام دهد.
آیا بهانهتراشی و مقایسه مداوم با دوران کیروش برای توجیه ناکامیها کافی است؟ نظرتان را بنویسید.






