خانواده خلیل‌زاده هم مثل بسیاری از مازندرانی‌ها دوست داشتند پسرشان کشتی‌گیر شود؛ پسری که اگر روی تشک می‌رفت، نام «شجاع» هم برازنده‌اش بود. اما شجاع علاقه‌ای به این ورزش نداشت. در ادامه، بخشی از گفت‌وگوی جالب او را می‌خوانید.

چند تا خواهر و برادر دارید؟

چهار فرزند هستیم؛ سه برادر و یک خواهر.

بیشتر فوتبالیست‌ها کودکی سختی داشته‌اند و از خانواده‌هایی می‌آیند که وضعیت مالی چندان خوبی ندارند. شرایط تو چطور بود؟

تا پیش از فوتبالیست شدن، همیشه کمک‌دست پدرم بودم. پدرم کشاورز بود و من هم تا دوران نوجوانی در زمین‌های کشاورزی و شالیزار کار می‌کردم؛ همیشه هم گِلی بودم. از جایی به بعد، کشاورزی رونقش را از دست داد و وضعیت مالی خانواده‌مان هم به‌هم ریخت. چند سال سخت را پشت سر گذاشتیم، اما پدرم شغلش را عوض کرد و وارد کار پرورش ماهی شد. خدا را شکر کارش گرفت و حتی چند سال به‌عنوان پرورش‌دهنده برتر استان مازندران شناخته شد.

هزینه‌های فوتبال و پول پدر

هزینه‌های لباس و رفت‌وآمد و این‌جور چیزها را به تو می‌دادند؛ پدرت با فوتبالیست شدنت مخالف نبود؟

هزینه‌ای جز رفت‌وآمد نداشتم. راستش عادت کرده بودم دست در جیب پدرم کنم و از پول‌هایش بردارم. یک بار که می‌خواستم به تمرین بروم، دست در جیبش کردم و چهار هزار تومان برداشتم. بدشانسی آوردم؛ تمام پولی بود که در جیب داشت و من هم خبر نداشتم. وقتی برگشتم، پدرم حسابی سرزنشم کرد. همه پول را هم خرج کرده بودم و چیزی نمانده بود که پس بدهم.